X
تبلیغات
روشنایی صفر - روح چیست و کجاست؟

روشنایی صفر

روح چیست و کجاست؟

روح در همه جا هست، در درون و بیرون انسان. روح چیزی است که انسان را در بر میگیرد.روح بزرگتر و پر عظمت تر از جسم است. روح توسط بدن حمل نمیشود، بلکه جسمی که درون آن قرار دارد را حمل میکند.
روح همان چیزی است که تو را منسجم نگاه میدارد، همان گونه که روح ازلی عالم خلقت را در بر میگیرد و آن را منسجم نکاه میدارد.
جایی نیست که روح دیگری به پایان برسد و روح، شروع شود. درست همانطور که جایی وجود ندارد که هوای اطاق نشیمن پایان یابد و هوای اطاق پذیرایی شروع شود. هوا در همه جا یکسان است. روح همه ابنای بشر از یک جنس است.
اگر روح ازلی همانی است که در بر گیرنده عالم خلقت است، همان طور که روح در بر گیرنده جسم است، پس جایی وجود ندارد که تو پایان پذیری و دیگری شروع شود.
اگر روح در همه جا در داخل و خارج بدن- در هاله آن سکنی دارد- پس جایی نیست که روحی پایان پذیرد و روح دیگیر آغاز به کار کند.
تنها یک خدا وجود دارد، و لذا فقط یک روح بزرگهست. در عین حال روح های بی شماری از تکثر آن روح واحد بوجود آمده اند.
دو گانگی ربانی چنین عمل میکند.جدایی و تفرقه بین روح ها وجود ندارد. روح زیست نیرویی است که در درون و بیرون همه اشیا فیزیکی وجود دارد. به علارت دیگر روح چیزی است که اشیا فیزیکی را منسجم نکاه میدارد. روح ازلی عالم هستی را در بر میگیرد، روح انسان در جسم فردی سکنی دراد. جسم ظرف یا در بر گیرنده، یا ((جا)) دهنده روح نیست. روح در برگیرنده جسم است.
با وجود این خط جدایی بین روح ها وحود ندارد. مکانی وجود ندارد که یک روح ((پایان بگیرد)) و دیگری((آغاز شود)) . و این در واقع روح است که متکثر شده است.
ضمن این که جدایی و تفرقه بین روح ها وجود ندارد. این واقعیت هم انکار نا پذیر است که ماده سازنده روح در واعیت فیزیکی در سرعت های گوناگون، تجلی داشته و درجات گوناگونی از تراکم بوجود می آورد.
کل حیات یک ارتعاش است. آنچه انسان ها هستی مینامند، انرژی خالص است. این انرژی تمام مدت در حال ارتعاش است و به صورت موج حرکت میکند. امواج در سرعت های متفاوت ارتعاش داشته، درجات گوناگونی از غلظت یا نور بوجود می آورند. این فرآیند، آنچه شما ((تاثیرات)) متفاوت در دنیای فیزیکی می نامید یا در واقع اشیا فیزیکی متفاوت- بوجود می آورد. بنابراین، با وجود اینکه اشیا متفاوت و هوشمند هستند، انرژی ایکه آنها را بوجود می آورد، دقیا یکسان است.
اجازه بده با مثالی این قضیه را روشن کنیم:
بین دو مکان فیزیکی که اطاق نهارخوری و اطاق پذیرایی در آن قرار داشت، مکانی دیده نمیشد که از آنجا ((هوای اطاق نشیمن)) پایان پذیرد و ((هوای اطاق نهار خوری)) شروع شود. و این واقعیت دارد. با وجود این جایی هست که هوای اطاق نشیمن ((رفیق تر)) از هوای اطاق نهار خوری شود. در مورد اطاق نهارخوری هم این مثال صدق میکند. هر چه شما از اطاق نهار خوری دورتر شوید، بوی غذا را کمتر احساس میکنید.
هوای خانه هم به همین شکل است. در اطاق نهار خوری هوای متفاوتی وجود ندارد. بنابراین هوای اطاق نهارخوری مثل هوای سایر اطاق ها به نظر میرسد . اگرچه به دلایلی بوی متفاوتی از آن استشمام میشود.
بنابراین، چون هوا خصوصیت های متفاوتی پیدا کرد، به نظر میرسد هوای متفاوتی داشته باشد. ولی این طور نیست. هوا در همه جا یکسان است اگر چه متفاوت به نظر میرسد. در اطاق پذیرایی شما بوی هیزم در حال سوخت را استشمام میکنید و در اطاق نهار خوری، بوی غذا را، حتی این امکان وجود دارد شما وارد اطاقی شوید و بگویید (( چقدر هوا اینجا خفه است، پنجره را باز کن تا قدری هوا وارد شود)) گویی هوایی اصلا وجود ندارد. اگرچه هوای زیادی وجود دارد. آنچه شما مایلید انجام دهید این است که خصوصیات هوا را تغییر دهید.
لذا با باز کردن پنجره مقداری هوا را وارد خانه میکنید، ولی این هوا هم همان هوا است. هوا یکی است فقط به داخل، در اطراف و از میان اشیا در حال عبور است.
نظیر هوای موجود در خانه آنچه ما ((روح خدا)) مینامیم - با در بر گرفتنی اشیا متفاوت خصوصیت های گوناگونی به خود میگیرد. در واقع انرژی بگونه ای خاص منعقد میشود تا آن اشیا را بوجود آورد.
وقتی ذرات انرژی به هم می پیوندند، تا ماده فیزیکی بوجود آورند، کاملا متراکم میشودند، و آن وقت است که به صورت ((واحد های مشخصی)) به نظر میرسدند. و کمکم از سایر انرژی ها، جدا، و متفاوت به نظر می آیند. اگر چه این همان انرژی است که به صورت های مختلف رفتار میکند.
این متفاوت رفتار کردن است که سبب میشود آنچه واحد است به صورت تکثر یافته متجلی سازد و تظاهر پیدا کند.
همانطور که قبلا در این وبلاگ اشاره شد، واحد مطلق نمیتوانست خودش را به صورتی که بود تجربه کند، مگر اینکه تکثر میافت. در عین اینکه وحدانیت او پا بر جا باقی بود. بنابراین واحدی که همه چیز بود به صورت پدیده های متکثر ظاهر شد. اجزا تکثر یافته خداوند که به صورت موجودات زنده در آمدند، چیزی است که در اینجا در باره آن صحبت میکنیم. بنابراین:
فقط یک خدا وجود دارد.
ما شکل تکثر یافته آن واحد مطلق هستیم.
--------------

خیلی زیاد شد.
اگه از این بحث خوشتون میاد، بگید تا همین بحث رو ادامه بدم....
---------------
از نظراتتون ممنونم ;(
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 12:30  توسط ZER0  |